یک جمعه فوتبالی
سلام نفسم امروز میخوام برات عکسهای جمعه ای رو بذارم که من و شما و بابا رفتیم پیشکوه فوتبال بازی کنیم. آرش کمانگیر ، این مجسمه ایه که بعد آقا عصا مجسمه دلخواهته و همچنان آرش و ما اینجا شما و بابایی با هم عکس گرفتید و شما بهونه می گرفتی که بریم فوتبال و بلاخره رفتیم زمین فوتبال و چند تا عکس با توپت گرفتی قربون ژست هات برم و بعد مامانی ولم کن میخوام برم بازی اینجا توپت رفته بیرون از زمین و بابایی رفته بیارش و شما نگرانی اینجا یه ژست ورزشکاری خوشگل با بابایی گرفتی فدات بشم اینجا وسط بازیت حواست به مورچه ها پرت شد اینجا هم زمانی بود که خسته شده بودی و تا...
نویسنده :
مامان سمیرا
12:27



